من همهی دردهای عالم را به دوش میکشم، بعد، آخرش که شد میبینم که هر درد یکی از پیکسلهای نقاشیئی بود که یک نفر بیکار داشت میکشید…
پیکسل
@ ۲۷ فروردین ۱۳۸۸
دستهبندی: هذیاناتِ یک خوابنما
تگها: , درد, نقاشی, پیکسل
۴۰ کامنت






