حمایت می‌کنم:

















مصلوب

[ من مصلوبم
مصلوب بر چراغْ‌برق‌های خیابان‌های منتهی به بهشت...
گنجشک‌ها، توی تای پارچه‌ی تُنُکی که به‌ناچار
- بی‌آنکه بخواهد و بخواهند ـ
پاهایم را پوشانده
لانه ساخته‌اند... ]

اینجا رسم این است:
مصلوبت می‌کنند
و تن‌پوشت را می‌ربایند…

~~×