حمایت می‌کنم:

















سکون!

گاهی وقتها دلم میخواهد عقربه‌های ساعت همانجا بمیرند و قیامت شود و همانطور که توی رختخوابم میخکوب شده‌اَم بیایند و ببرند، بیاندازندَم توی آتش جهنم تا اِستِحاله شوم و فکرم بیشتر از همه‌جا بسوزد و تمام شوم و همه‌چیز تمام شود! و بعد دلم میخواهد قبل از آن بنشینم توی اِیوان ِکوچک خانه و کاپتان‌بلَک را به بازی دعوت کنم و در قمار دونفره‌مان ببازم و …

پ.ن. اینجا را حتماً بخوانید!






جهنم

بهشتِ سیاه و سفید

گُمانم جهنم همان بهشتِ سیاهُ سفید باشد…
~~×