دخترکِ اوریجینال…
متولد چند هفته گذشته از اواسطِ دههی شصت، دقیقترش میشه آخرین ساعت از آخرین روز از یکی از ماههای تابستانِ ۶۵؛ ۲۵ ساله… یعنی حالا ربع قرن سابقهی زندگی دارم، بدونِ حشوُ زوائد…
ذهنم برای تعریف کردنِ هیچکس اینقدر که برای تعریف کردن از خودم نکاتِ مجهول دارم، تردید نداره!
دخترکِ اوریجینالم. اوایل فقط دخترک بودم، بعضیها بانوی اینویزیبل صدام میکردن… یکبار یکی یکجایی که یادم نیست کی بود و کجا نوشته بود گفته بود که “فقط فُلانی اوریجینال است و همهی این دخترکهایی که بعدش آمدند نسخههای کپی شدهاش هستند…” اینطوری شد که دخترک [با کافِ تنبیه] شد دخترکِ اوریجینال…
از سال ۱۳۸۲ جدیتر وبلاگ مینویسم… پیشترش هم مینوشتم، یک صفحه داشتم روی سایت شخصی پدرم، مجبور بودم هربار برای ثبتِ یک مطلب جدید صفحهمُ ویرایش کنم، مطلبی از انتهاش حذف کنم و مطلب جدیدی به ابتداش اضافه…
فقط یک اتفاق ساده… دیدنِ بریدهی یه روزنامه درمورد پدیدهی نوظهور “وبلاگنویسی” باعث شد چرخزدنهام توی اینترنت هدفدار بشه. دیگه اسم کاری که مدتها بود انجام میدادم رُ میدونستمُ گوشی دستم اومده بود که بهروز کردن یه وبلاگ سادهتر از کاریه که من میکنمُ زجریه که من به خودم میدم!.
تا رسیدنم به هاست شخصیُ ووردپرسی شدن هم خیلی طول نکشید… دستُ پامُ جمع کردم و با مصیبت آرشیومُ (ناقص و) تا جایی که میتونستم منتقل کردم روی هاست خودم…
حالا دیگه اینجا منم
بیکمُ کاست، کمی آرامتر، کمی غمگینتر… اما خودمم: هنا گلکار.
حالا اگر دوست داشتید، فارغ از نوشتههای صفحهی اصلی وبلاگ برام یادگاری بنویسید: نطق آزادُ بیان آزاد است…
مخلصانه: هنا …/







و در آنجا که زمان استاده … من سراپا چشمم … تو سراپا دیدن
امشب از ستاره ها تنهاترم دارم آروم تو رو از یاد میبرم واسه زخمایی که رو دلم زدی مرهمی جنس محبت میخرم
سکوت همون فریادی است که باید میزدی ولی نزدی
دلم می خواست بهت بگم دوست دارم، نشد ! دلم می خواست بهت نگم دلم می خواست بهت بگم دوست دارم، نشد.دلم می خواست شدنی های زندگیم بیشتر بود، اما نشد!
“روح من در گرو زمزمه ای شیرین است من دگر نیستم ای خواب برو حلقه مزن این سکوتی که تو را می طلبد نیست عمیق ….وه که غافل شده ای از دل غوغایی من ….”
“و یاد بگیریم که قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه ی اشکال…”
ما رو ببین روو دیوار ِ کی داریم یادگاری مینویسیم
تو را من چشم در راهم….
dokhtarake joolideh salam!
به یادگار نوشتم خطی ز دلتنگی
چرا من هیچوقت هیچی ازت نمی فهمم؟
یا د گا ر ی …
هوا بس ناجوانمردانه سرد است!
how A Nice Clean CSS Style … ! But too simple … ! :) , n JS , it just made me a little busy to check Source , it took 2 sec Using FireFox … !
آمدیم نبودید با ماژیک پشت در نوشتیم کاوه، چقدر بی فرهنگ و بی شخصیتیم نه؟
حرفم نمیاد! بعدا دوباره برات یادگاری مینویسم!!
از کجا، تا کجا، از کیا و تا کی میخواهی فرار کنی … !
زیبا می نویسی
…
یعنی هر کی می تونه بنویسه؟
یادگاری!!
در این دینا یا اولین باش یا بهترین
سلام
خدا بگم(اینان)راچه کار کنه…ولی من که باورت کردم.
دوست دارم سبک نوشتنتو
سلام یار دیرینم.
!!!نوشتم!!!!
باید سه تا ! میذاشتیا
میخواستم که بخونم باز از نم نمه بارون
می نویسم … مینویسک تا تن کاغذ من جا دارد… خظ میزنم.این شعر مفت نمی ارزد. شاید بعدا یادگاری نوشتم. ارسال کردن دیگران به آینده چیزی شیرینیست.
وقتی بارونیی چشمام تو کجایی؟
همین الان دارم یک آهنگ غمگینی گوش میدم که مجبورم میکنه یه دو بیتی از شهریار واست جا بذارم: گذشت از سر ما نیک و بد اما تو روزگار فکری به حال خویش بگذر
دوست دارم نوشتنهاتو…
سلام سلامی به وسعت آسمان نمیدونم شاید میشد اسم بهتری برای وب لاگت انتخاب میکردی نفهمیدم چرا این اسم نمی دونم وب لاگت سنگین است یا واقعا این شکلی
دست سرد زمونه
دهانت را مىبویند.. مبادا گفته باشى دوستت دارم!*شاملو
گریه کردم تا دردم از دهنم لبریز بشه…
به خدا توکل کن همیشه!
خوب می نویسی …
وقتی نیستی ام یه جوری با خیالت راضی میشم
عرصه وبلاگ نویسی یعنی دخترک و فی الواقع دخترک یعنی عرصه وبلاگ نویسی
. . .
مراقب خودت باش دخترک کوچولو. دنیا رو دیدی ؟ می بینی چطوریه ؟ . پس بیشتر مواظب باش
…….
دختر ارجینال کجاییییییییییییییییی؟
اول گفتم دختری، بعد گفتم انسانی، بعد دیدم نیستی. اگر بودی انقدر زیبا نمی دیدی دنیای انسان ها رو. چه دیگر گفت شاید… نمیدانم
کجایی دختر جون؟ کامنتینگ هم که بسته س!؟
خیلی زیبا نوشتی . همین که کوتاهه عالیه اگه اجازه بدین ….
خب بدون اجازه یه کاری کردم .
هوووووم…
خداوند تاس نمی ریزد …
دلم هوای باختن در قمار رو داره..هوای بازی با تیله های خدا!
buzz! for ur GOD
hey dokhtarak ! tamalogh goohat ziad shodand !!
یادگاری…
یادگاری…
یادگاری …
یادگاری …
باز هم… یادگاری
اما تو یادت ماندگاری نداره دخترک…نداره
هر گونه انحراف به چپ و راست ممنوع است : یکراست به همکنون… بیایید
اگر چه در این وبلاگ ورود افراد متفرقه ممنوع است اما با اجازه لینکتان کردیم
هی تو! زمان قدیم اگه کسی کامنتدونیش رو میبست میگفتند خودش رو چُس کرده. گیر نده. الانم همونو میگن. بعضی از حق و حقوق مثل شیر مادر دست خودم آدم نیست. و
زود اصلاحش کن. من اعصاب مصاب ندارم ها. وبت رو به آتیش میکشم ها!!!!
آخ سرم. شقیقه ام
ای کاش سیگاری بودم تا باهاش بازوم رو بسوزونم.
in bloget badjoori gerefte mano,badjoori,kheyli kheyi kheyli ziba va por mohtava minevisi bekhosoos in soreye oshaghet koshte mnao….
dokhtarake azizam! ta in ja hastim bayad kary konim farda ke miravim an pain gelbazy rahat bashim.na؟
dokhtarake azizam! ta in ja hastim bayad kary konim farda ke miravim an pain gelbazy rahat bashim.na؟
خوشا شاد زیستن. اگر نه خوش، خوشا مرگ
همانگونه که پدر چشم به راه فرزند است منتظر شماییم. اما باور ندارید. همانگونه که فرزند از فرامین پدر گریزان است. آیا به همه چیز عالمید؟
و خداوند مهربان و صبور است. (عهد سوم – بند چهارم – آیات۱۸ تا ۲۳) ادامه ی کامنت قبلیه !
عهد سوم: عهدی با گناهکاران
دارم سعی میکنم خیلی چیزها رو ترک کنم! یکیش ۷ بار چک کردن آدرس اینجاست! باید رفت
بله میگفتم:
باید رفت… البته مطمئنم که مهم نیست. حداقل نه به آن اندازه ای که برای من هست، برای من بود. شاید باشد اما باید رفت . همین حالا. الان
من خیلی خیلی به این جا علاقه مند شدمها…ساده ساده ساده…
ما هستیم.پس او هست .او هست . او هست.بگرد.پیداش میکنی
بو دار . . .
ما اعتراض داریم کامنت دونی نیاز داریم
بعد اونوقت، این «ک» پسوند کوچیکییه یا پسوند چیز دیگه؟
ماشالله خیلی دقیق متنو خوندین !
اوریجینال ترین دخترک! مخصوصا حالا که گوشهایش را هم بسته…
خوشا به حال ش که وقت دارد اندکی تا سپری کند کی تا بر گرداند فیلم نامه زندگی اش را به عقب
جالبه، تو هم بودنت مثل همه س !
برای نگاهی که به هیچ دوخته شده چیزی میتونی بنویسی؟ خودم نتونستم و نیاز دارم بشنوم چیزی! بنویس لطفا
دارم میپوسم. ناراضی نیستم ولی میخوام بدونم واسه چی؟ فقط همین کافیه برام
برای نگاهی که به هیچ دوخته شده چیزی میتونی بنویسی؟ خودم نتونستم و نیاز دارم بشنوم چیزی! بنویس لطفا
دارم میپوسم. ناراضی نیستم ولی میخوام بدونم واسه چی؟ فقط همین کافیه برام
ترقی اندر این کشور محال است
نمی دانم چی باید بگم
چیزی ندارم بگم
اما چرا بهت می گم خداییش … خداییش…
جاده ها بر نمی گردند. کاش وقتی من پیر شدم آرزو نکنم که جاده ها بر گردند
سلام . انتظار داشتم بهم یه سر بزنی . نمی دونم شاید بی خودی دلم رو خوش می کنم . مواظب خودت باش
مشخصه دلخوری . نباید باهات بحث می کردم . اما کاریه که شده . خوب دخترک . یعنی باید باور کنم حرفی نداری ؟ . دست وردار خواهشا .
یه چیزایی هست که نمی دونیم . همون چیزاس که کفر آدم رو در میاره . راستی عکسا هس که داری اون دختر بچه که با لباس مدرسه رو چمن ولو شده کیه .؟
اینجا خیلی جمع و جوره . آدمای شلخته اذیت میشن .
خوب دیگه مسخرش رو درآوردم با این نوشته ها. به خدا میسپارمت . اینطوری نباش خوب ؟
shadiat hamishegy…
چه خوب بود اگه با من حرف می زدی . تو حواست نیس داری چیکار می کنی . خدا حافظ .
تو این فضای محدود که گذاشتی نقد نمیشه کرد. وای تعریف فقط با چند کلمه هم میشه. گوشی که تعریف میشنوه باید بفهمه که عیبش رو خودش باید بهتر بدونه. خوش باش
سلام
vebet kheili cherte
لطف دارین
ba salam,e-mail shoma ra mikhastam ke yek soal fani webogi bekonam,ageh khastin be e-mail maan
yek e-mail bedin .mamnoon
از این سایت مزخرفت خیلی خوشم اومد چون اسم سایتت با حال بود.
عجب وب داغونی بود.شکم مدیر سایت به شدت سیره چون الکی پول دامنه داده.نچ نچ نچ ما پول نداریم برا خودمون یه وب بزنیم.کلا وب مزخرفی بود
تواوریجینالی من سی دی خامم
متفاوت می نویسی دخترک خوشمان آمد پیروز و سربلند باشی
یه ضرب المثل چینی میگه :
!@#@%#^$&$#$^$&%#$%%^
خودمم نمیدونم چی میگه ولی همیشه تو زندگیت خوش باش
امشب که یاد من نیستی
بگذار برایت ترانه ای بخوانم
از آدمکی برفی
که در حسرتت آب شد
و تو چشمهای خیسش را
به آستین پیراهنت دوختی!!!
و همانا خدا در این نزدیکی است
درووود
در انتخاب اسم و قالب وبت و نوشته هایت متفاوتی و این ارزش خواندن و دوباره امدن را دارد
ممنون
یادگاری
گداخت جان
که شود کار دل
تمام
و
نشد…
پدر مادر دار می نویسی
گویا از همان هفت ساله هاش هستی .. منظورمو که متوجهی ؟!
راستی می شه من دو تا بردارم ؟ :D
منظورمو کج متوجه نشی : منظورم هفت سال سابقه بلاگ نویسیه
خیلی درتر از اونی میامکه حس کنی نوشته هاتو دوست دارم! ولی باور کن هربار که اسمتو میبینم تو لیستم یادهآخرین نوشته هاتم! دریاب دمی را که با طرب میگذرد
یاران سه قسم اند
دلا یاران سه قسم اند گر بدانی زبانی اند و نانی انـد و جـانی
به نـانی نان بده از در برانـش
تو نیـکی کن یه یاران زبـانی
ولیـکن
یـار جـانی را نگهدار
به پـایش جـان بده تا می توانی
هر آنکس که شد در عشق و عاشق پیشگی ،، در آخر بیافتاد در اوج افسردگی ،، نماندش دگر شادی و سرزندگی ،، بگفتا چه کردم من دیوانه رو با این زندگی
به قول افیون چرا منم هیچی ازت نمی فهمم؟
عاشقی؟ عاشق کی؟
من روزی می میرم. مرا از یاد نبرید.
بهار!
این خودِ تویی!؟
آنجا که چشمان مشتاقی برایت اشک میریزد زندگی به همه رنج کشیدنش میارزد!
گر رَوی پاک و مجرد چو مسیحا به فلک / از چراغ تو به خورشید رسد صد پرتو/.
سلام
چه واژه غریبی
“سلام”
از سوی فراموش شده ای دیوانه که می خواست بگوید
“خداحافظ”
خداحافظ!
mione in hame adam hanozam bi kas tarinam! behesh bego! ok?!
زیبا و بی ادعا .پاینده باشید.
دخترک می گوید خداحافظ
و من غمگین می شوم.
حالا که می روی می خواهند به جایت یک دخترک چینی بیاورند ، اوریجینال نیست ولی چشمانش بادمُیست ، البته از من نپرس کی ها ، چون من نمی دانم ، حتما همانها که سر مزارت ضجه می زدنند
نیاموختم
از درختان به شکوفه نشسته نیاموختم
من فقط نامم را یدک می کشم
برایت بنویسم یا نه؟
من بی پناهم و هرگز مرا تحمل نخواهی کرد
زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق زندگی یعنی لطافت ، گم شدن در نرمی عشق ، زندگی یعنی دویدن بی امان در وادی عشق ، رفتن و آخر رسیدن ، بر در آبادی عشق میتوان هر لحظه هر جا ، عاشق و دلداه بودن پر غرور چون آبشاران ، بودن امّـا ساده بودن میتوان اندوه شب را ، از نگاه صبح فهمید یا به وقت ریزش اشک ، شادی بگذشته را دید میتوان در گریه ابر ، با خیال غنچه خوش بود زایش آینده رادر ، هر خزانی دید و آسود .
هر دو چشمان تو دنیای من است/گر نمی بینم تورا یادت نگهدار من است
خیلی بود هوا سرد در ضمضمیه نامردیها کجا بود نهفته در خون کجا رفت آفتاب برباد من هم یک روز بودم مانند پروانه چون رسد به فردا همان سوزانم که هیچ نمیدانی در موردش من ندانم تو چه جور امدی از کجا امدی و به کجا رهسپاری ولی خدا را گواه میگیرم تو همانی که من در خیال ارزوی او میپرورانم با طول خجالت های دلم شد یک ارزو باشد همیشه این غم در خاطرم که اوست همه زنگی ثیمین کیست
میدانی ادمها بی احتیاطی میکنند ظرفی شیشه ای میشکنندومیگذارند به حساب قضا وقدرهایشان دل من راهم اشتباهی شکستندبه حساب همان قضاوقدرهایشان.اخردل من شیشه ای بودشاید,اماجنس دل خودشان از سنگ وپلاستیک بود.میدانی ادمهابرای لباسهایشان جیب میدوزند.نمیدانم چرا.ادمهاازایوان ارزوهایشان پرت میشوند.ادمهابر سر هم منت میگذارند.ادمهابعضیهایشان بر دیوارهیچ دلی قاب عکس نمیشوندشایدخوش عکس نیستند,نمیدانم.ادمهامیلنگند.ادمهاهمدیگر راتنها میگذارند.ماهم انگ ادم خورده ایم دخترک.
ای کاش انقدر ناگهانی نمی رفتی. ای کاش با یک پی نوشت ساده و محرم و نامحرم را پیش کشیدن بار سفر نمیبستی از اینجا. ای کاش میدیدی که اینجا ، که در اینجا ، بخشی از ما جا مانده. وبلاگ مثل مسجد است، نمیشود درش را قفل کرد و رفت به سمت جایی دیگر. ای کاش حداقل قبل از رفتنت ، جای جدیدت را برای غریبه ها میگذاشتی، غریبه هایی که قرار نبود زندگی واقعی ات را قاطی زندگی مجازی ات کنند. ای کاش … ای کاش….
نمی خواید برگردید، بس نشد؟
توی زندگیم سعی کردم همیشه وقتی توی غصه هاغرق میشم بگم خواست خدا بوده که اینه حالو روزم.دخترک بی نظیر خواست خدا مهم تر از خواست ماهاست گذشته دیگه گذشته فردا رو دریاب
راستی من یکی از شرمنده ترین بنده هاتی خدام اما اون میدونه من جز اون کسی رو ندارم پس تنهام نمیذاره نمیدونم تا حاحا خدا رو لمس کردی یا نه اما امتحان کن چون ارامش ابدی بت میده. ثمینتم جاش خوبه بهتراز الان منو تو حداقل دخترک قیمت همچین احساسی کم نیست خودتو به ازاد کن از این ۴ دیواری که همه ی دنیا ۴دیواریه
درود.باید دل نبست به این هیچ و پوچ های زودگذر اما من دل بستم به هیچی که پوچ است ووجودم ازان سرچشمه میگیرد.میگریم و میخندمو میخوانم زیر لب سرود دلتنگی هایم راو میدانم که او هرگز نخواهد فهمید معنیه دل بستن را/بعضی از ماها فقط اسم انسان رو با خود به هرکجا که سرک میکشیم میبریم ما حتی گاه از یک حیوان کمتریم چراکه حیوان بر اساس غرضه اش برای رفع گرسنگی شکار میکند اما ما براساس حوس هایمان دیگران را تباه میکنیم.بدرود
یـک انـسان یـا بـایـد بمـاند یا برود .
و دریـغ که راه سـومی هم نیست !
اوووف مثل ستاره ای در دور دست دست نیافتنی و راز آمیز و اصلا رای همین هست که قشنگه.
پیش پای شما، خدا اینجا بود. گفت:
چرا روی ماه مرا نمیبوسی؟
:(
یادگاری؟
اونوقت تو یاد کی یاگار بمونه@
واسه چی؟
ممم!
شاید دلم یکیو دوست داشت!
البته شاید!
من هم بارها خداحافظی کرده ام با ا ودوباره سراغش را گرفته ام.اخر مگر میشود سراغ قشنگترین رویایت را و تمام داراییت را نگیری.من هم تمام میشوم شبی وکاش او نداند این تمام شدنم را…آمین
دیگر برایم ثابت شده که من آدم رها کردن نیستم …
گاهی تنها راه، رفتنه
سلام..میشناسین دیگه؟؟ خواستم بگم یکی از متنامو گذاشتم رو وبلاگم اگه به من سر بزنین و نظرتون رو بدین خیلی ممنون میشم…
سلام دلکم … خوشحالم که بلاگت دوباره باز شد . داشتم دیگه از ناراحتی میمردم اون سایت هم باز نمیشد .. دلم برات تنگ شده . میشه نری ؟ :(
به امید بازگشت دخترک …
خوب میدونم دل کندن از وبلاگی که چند سال توش مینویسی سخته نمیگم برگرد چون مطمئنم برمیگردید.
خاموش بودم اما بودم و لذت می بردم … هستم … می مانم تا برگردی:)
salam kolli zogh kardam ke peidat kardam…gozashti rafti?bemoon khanoom
سلام قالب خاصی دارید ها !
دخترک اوریجینال؟
شگفتا! چه لغاتی را با هم مخلوط می کنید
خدا شفات بده حقا که دیونه ای
نمی شود که نیایی. تو و دخترک که از هم جدا نمیشوید. راه که میروی همراهت می اید. گریه که میکنی می گرید. می خندی میخندد حتی. تو چطور می توانی بدون دخترک ـت در ایینه نگاه کنی؟ می توانی؟!
منتظرم… منتظریم…
روزی به سراغت خواهم امد که
چرا وبلاگت به حالت قبلی بر نمی گرده!؟
نیستی؟ آخ قلبم …. :(QQ
سلام، میدونم بر نمی گرردی، این رو گفتم چون میدونم باهام لجی، ار لج من برگردی :دی:-D
خیلی آدم لوسی هستی ، خوب اگه می خواب بری برو
بله! چشم. هر چی شما بفرمایید.
tamame delkhoshihayam toyi naro .beman ta neveshtehayat ra beboyam.beman dokhtarak
چرا ؟
shaiad vase mondan zaman lazem bashe o yekami tahamol
.. دخترک .. عشق ما بود..
دلم واسه مش حسین آقا گفتنت تنگ میشه….. برگرد!!!:*)
منتظرم…. منتظر برگشتنت QQ
بر خواهی گشت
با رزوزهای زیباتر …
ghabool nist chera coment mano hazf kardi ke az raftanet ghosse khoede boodam
جالبه، همین امروز که منم میخواستم برم… اومدم و دیدم تو هم رفتی. میدونم که این رفتنت برات بهتره
از وبلاگ مرده خوشم نمیاد. خصوصا که اینجا را مثل سنگ قبر درست کردی که ما بیایم فاتحه بخونیم!…نکن آقا.نکن.
وسیع باش و تنها…
یه جا دیه هم گفتم:
هوس کردم زن بیگیرُم. نَمِنُم سی چه..
ای دخترک اوریجینال!
چرا هر لحظه به شکلی دیگر میشوی؟
این یادداشتی است از کسیکه دوست داشت یادمانی از خود به یادگار بگذارد.
قالب وبلاگت چقدر قشنگ شده …
این یادداشتتو دوستتر داشتم .
آنقدر شلوغ و دلخور و تاریک روشن بود /که آدم نمی شد/با همه چیزش موافق نباشد/اینجا شاید پس از روزها /با همین آنتالپی معنادارش / مرا مجاب به توقف کرد/اضافه کنید به شنیدنی های اخیر /که ارزش رفرش کردن بروزر را داشتید /حقیقتا ..
درود
دیروز داستم به این فکر میکردم که خیلی وقت است به اینجا سرنزدم.
امروز اتفاقی از بلاگی آدرست را دیدم و آمدم. دیدم هنوز اینجا سرپاست. خودت را نمیدانم. امیدوارم.
روزات . . نوشته هان !! ی شکل دیگه شده !!
خوبی ؟ هستی اصلن ؟!
مراقب خودت باش !
یادگاری رو دوست ندارم،چیزی است مثل ریدن توی یک اثر هنری ناب…زشت است اصلا،بعلاوه اینکه تویش گاری دارد و بی ضرورت است…
می بینی؟چرت و پرت میبافم از بس که میخواهم بگویم و نمی آید.شما ببخش و بیامرز…
اصلا یک بیلاخ گنده به یادگاری،من سوال افیون رو از تو می پرسم که گفت:چرا من هیچوقت هیچی ازت نمی فهمم؟
چیز خاصی نمینویسم که اگه یه روز حالت ازم بهم خورد و پاکش کردی دلم بسوزه ! فقط بدون که باحالی ! خوشم اومد از دست خط ات !
از فکرت خوشم میاد چون شبیه من نیست. اما جور خوبیه.
بدون که خیلیا به تو غبطه می خورن.
دخترک.اسم خوبیه. ولی تو خیلی فهمیده ای.
پس عمران اگه ایمیل بدی آره ؟
شیطونه اینجا ایمیلشو بزار تا همه ببیننا !
بزارم ؟ بزارم ؟
حالا تو رُ جانِ خاطراتِ قلعهی آبا وُ اجدادیتون بیا وُ افشاگری نکن!
PLZ!
D:
خیلی عادت بدیه که بچههای ووردپرسی اون اجباری بودنِ ایمل نوشتن رُ فعال میکنن.
سلام عشق بی عاشق من …
دلم به سر حد وحشتناگی واست تنگ شده بود و دسترسی هم به نت نداشتم و هنوزم متاسفانه ندارم ..
خوبی ؟ کجایی ؟
من واقعا همیشه به یادتم حتی اگر هم نباشم و همیشه هم خودت و هم اونی که نمیشناسم رو دعا میکنم .. خدا هامون که یکیه گلی …
خیلی آی لاو یوووووو …
سلام دخترک اورجینال ! دوست دارم شنا بلد نباشم و توی نوشته هات دست و پا بزنم و غرق بشم !
ولی من که شنا بلدم ! شنا توی دلنوشته های شاهدانه !
. . . ! ! !
یه لحظه واستا !
نمی دونم . . .
دستام !
پاهام !
نمی دونم چرا عینه آدمایی که شنا بلد نیستن ، دارن خودشونو به آب می کوبونن ؟
( ببخشید دیر ، اما مخلصانه : تولدتون مبارک )
فکر میکردم بیشتر از اینا پیر باشی!
هی دخترک
اگر نبودی چیزی کم بود حتمن
می بینی!
این را برای هرکسی می شود نوشت
در هر جایی
اما فقط می شود برای تو نوشت
:
شلیک واژه گانت را دوسـ ـت دارم… آتش کن!
(این هم یادگاری)
میو
ما شا الله چه دست به قلمی دارین
یکی از این نوشته هاتون رو هم برای ما بفرستین تا من جای اسمش رو با اسم خودم عوض کنم و برای خودم بزارم یه خورده پز بدم پیش دوستام
:-)
:)
لطف دارین.
سلام اومده بودی وبم اومدم ببینم وبت چطوره ……….wowدیدم یه وب عالی ومدرن…..خیلی برام جالب بود ……جدید بود……..ولی راستشو بخوای هنوز سرتهشو پیدا نکردم ولی دارم میگردم اتاق به اتاق ……..آرزو میکنم یه روز جایزه نوبل ادبیات رو بگیری ………….نمیدونم خوشت اومد از آرزوم یا نه……دوست جدیدت شکیبا
واقعا کار جالبی کردی !!نیاز مردم ما به دانستن به خواندن به مطالعه کردن از نگاه من بیش از نیاز به غذا است !!!من هم وبلاگی دارم تا حدودی شبیه به شما !!!دوست داشتید نگاه کنید !!!
سلام دخترک…
من خیلی وقته میخونمت…
هم خودتو هم نوشته هاتوخیلی دوست دارم…
عاشق حرفا و پستایی هستم که با ثمینت حرف میزدی و با دخترکت درد دل میکردی…
همیشه پیگیرت بودم اما یه مدتی آدرستو گم کرده بودم و امروز دوباره پیدات کردم و از این بابت خیلی خوشحالم…
قرار بود اینجا یادگاری نوشته بشه به بزرگواری خودت ببخش :)
از این به بعد میام و یادگاری هم مینویسم :)
خوشحالم که گذرم اینجا افتاد .تنوع عجیبی داره این سایت. تبریک میگم بخاطر خلاقیتی که داری. شاد و پیروز باشی
بدون تو ! چه پروازی ؟؟؟؟
امشب چه شبی است که من هم یک سر بر زبان دارم : شب ، شب غربته
کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را
کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را
باشد که یاد آور اوفر باشد در روزهایت
اینجا …
زیاد طول نکشید ÷یدا کردنت و بعد همیشه خوندنت …
لطفت مستدام :)
ترجیح دادن فرار بر قرار اگرچه در اکثر مواقع ایدهی سیبزمینیصفتانهاییـه اما گاهی تنها راه نجاته. این رو یه دختر/پسر فراری خوب درک میکنن!
تــمام زخم هایــم
مـرهمـش لـب هــای ِ تــوست …
بـوسه نـمی خواهــم !
/فـقـط/ حرفــی بـــزن …
یادم باشدکه…
-هرروز باید تمرین کنم دل کندن از زندگی را.
-زخم نیست آنکه دردمی آورد بلکه عفونت است.
-در حرکت همیشه افقهای تازه هست.
-آنها که دوستشان دارم می توانند دوستم نداشته باشند.
-باورهایم شاید دروغ باشند.
-لبخندم را در آینه جانگذارم.
-برای پاسخ دادن به احمق بایداحمق بود.
-سهم هیچکس را جایی نگذاشته اند هر کس سهم خودرا خود می آفریند.
آن هنگام که ازدست دادن عادت می شود به دست آوردن هم دیگرآرزو نیست.
-خوبی آنچه که ندارم این است که نگران ازدست دادنش نیستم.
-درهریقینی می توان شک کرد واین یعنی تکاپوی خرد.
به جستجوی راه باشم نه همراه
******************************
این ها رو فقط محض همسخنی نوشتم
کاش …
هــــــــــــــــــــــــــــــــــــنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
در آن زمان که امیدت برید از همه جا ببین کیست امیدت بدان که اوست خدا
همیشه بدون خدا یارو یاورته هیچی نمی تونه جای خدارو برات بر کنه به آرزو یی که همیشه برای همه ی آدمها دارم اینه که همیشه به یاد خدا باشن برای تو هم همین آرزو رو دارم و یه خواهش خدارو فراموش نکن همون طور که اون تو رو فراموش نمی کنه
الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی, همدردی کنم..
بیش از آنکه مرا بفهمند, دیگران را درک کنم..
پیش از آنکه دوستم بدارند, دوست بدارم.
زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم و در مردن است که حیات ابدی می یابیم.
التماس دعا …
امروز باهات اشنا شدم. از نوع قلمت خوشم اومد.امیدوارم موفق باشی.
من دربست مخلصتم …
سلام
میگم ثمین دخترته واقعا؟
بود.