<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="WordPress/2.8.2" -->
<rss version="0.92">
<channel>
	<title>دخترکِ اوریجینال</title>
	<link>http://dokhtarak.ir</link>
	<description>زنانگی تاریخ مصرف گذشته در حجم‌های کوچک زندگی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 08 Sep 2010 23:45:28 +0000</lastBuildDate>
	<docs>http://backend.userland.com/rss092</docs>
	<language>en</language>
	
	<item>
		<title>برادرِ سوم.</title>
		<description>یارو دارد مشتْ‌مشت خاک می‌ریزد توی چاله‌ی پیشِ رویَش: کثافتِ خوش‌سلیقه! حالا اگه زنه به خودش راهم نده چی؟
[ گاهی مُفَش را با پشت دست پاک می‌کند و دوباره دست می‌برد تا مشتِ دیگری خاک روی جنازه‌ی برادر بریزد. خاک با اشکُ مُفش قاطی می‌شود و همان‌جا پشتِ دستش گِل ...</description>
		<link>http://dokhtarak.ir/%d8%b4%db%8c%d8%ab/</link>
			</item>
	<item>
		<title>نامه به کودکی که هرگز زاده نشد</title>
		<description>

نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
Letter-to-a-Child-Never-Born
اوریانا فالاچی
یغما گلرویی
نشر دارینوش
۱۱۸صفحه با قطع رقعی، ۲۵۰۰تومان
شابک: ۹۶۴-۷۸۶۵-۳۶-۸

دلیلی‌ برای‌ دروغ‌ گفتن‌ نیست‌!
من مانند بسیاری‌ از هم‌ْجنسانم‌ حقیقت‌ را انکار نمی‌کنم‌:
آن‌چه‌ از زبان‌ِ قهرمان‌ِ این‌ کتاب‌ حکایت‌ کرده‌اَم‌، ماجرایی‌ست‌ که‌ در زمانی‌ نه‌ چندان‌ دور برای‌ خودم‌ اتّفاق‌ اُفتاده‌! من‌ حامله‌ شُدم‌، به‌ طفلی‌ ...</description>
		<link>http://dokhtarak.ir/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%87%d8%b1%da%af%d8%b2-%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%86%d8%b4%d8%af/</link>
			</item>
	<item>
		<title>تولد</title>
		<description>سال‌هاس که برای تولدم می‌نویسم:
بیا وُ دیگر مرا نَزا مادر.../
امسال امید دارم به چند صفحه‌ای که ممکنه بتونن تو دلِ خیلیا برام جا باز کنن...
شاید بتونن مشهورُ محبوبم کنن...
شاید برام نوبل ادبیات بیارن...
شاید...

بعدش می‌تونم تصمیم بگیرم که بخاطر شهرتم عینک آفتابی بزنم یا نه...
تصمیم بگیرم امضامُ عوض کنم و یه ...</description>
		<link>http://dokhtarak.ir/%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%af/</link>
			</item>
	<item>
		<title>ماهِ توبه</title>
		<description>یگانْ یگانْ دلم برای یک نفسِ آسوده می‌گیرد
دلم در اوجِ حسادت به سبزیِ یک غزلِ تازه می‌میرد
دلم برای خودم -برای هنای حنایی رنگِ غم‌زده-
دلم برای یک ترانه‌ی بی‌ناز و غمزه پر می‌گیرد...
[...] </description>
		<link>http://dokhtarak.ir/%d9%85%d8%a7%d9%87%d9%90-%d8%aa%d9%88%d8%a8%d9%87/</link>
			</item>
	<item>
		<title>احسان</title>
		<description>حتی لازم نیست دهخدا باز کنی، احسان یعنی نیکویی، بخشش، نیکوکاری...
پسری که همه‌ی کودکیم عاشقش بودم. بلندقد، زیبا، با چشم‌هایی که همیشه می‌خندیدند...
کودکیِ من با کودکی احسان گره خورده بود. هرسال، چند ساعتی بعد از شنیدن صدای توپِ تحویل سال، قام‌قام می‌راندیم تا شهرشان و همه‌ی عید بازیگوشی می‌کردیم و ...</description>
		<link>http://dokhtarak.ir/%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d9%86/</link>
			</item>
	<item>
		<title>آرمان من کو؟</title>
		<description>دستِ خودش نبود...
نسلِ بی‌آرمانِ بی‌هویتِ بی‌آرزوی ما
مجبور بود از اجبار جنگ سردُ گرمُ نرم
سرش را بکشد بیرون

و
آغاز ماجرای زوالِ ما همین‌قدر ساده بود </description>
		<link>http://dokhtarak.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%86-%da%a9%d9%88%d8%9f/</link>
			</item>
	<item>
		<title>جاده‌های دور</title>
		<description>جاده‌ها که می‌روند مرا از تو
و تو را از خاطراتمان جدا می‌کنند
سرم را می‌گذارم روی شیشه‌ی سرد پنجره،
گرمای هوا خودش را پس می‌کشد
همه‌ی زمین‌های سبز، از مقصدی که من دارم می‌گریزند...
عقب می‌کشند
به سمت چیزهایی می‌تازند که من پشت سر گذاشته‌ام ودور می‌شوم
خودم را دور می‌کنم
همه چیز از آن مقصد می‌گریزد و ...</description>
		<link>http://dokhtarak.ir/%d8%ac%d8%a7%d8%af%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b1/</link>
			</item>
	<item>
		<title>برای دخترکی که داشتم&#8230;</title>
		<description>اغلبِ این روزهای ناخوشایند که مجبورم به چیزهایی فکر کنم که اَزشان می‌ترسم، دلم برای دخترکی که داشتم تنگ می‌شود.
گاهی می‌نشینم برایش جوراب‌های پاپیون‌دار می‌بافم، سرم را می‌گذارم روی پاهای کوتاهِ خرس پشمالویی که داشت، خودم را دلداری می‌دهم که خوب است... اوضاع خوب است... خُب این چیزهای ناخوشایند هم ...</description>
		<link>http://dokhtarak.ir/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%da%a9%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%85/</link>
			</item>
	<item>
		<title>لَیسَ&#8230;</title>
		<description>نه!
من آدم نمی‌شوم...
بازحوّا می‌مانم تا اغفالت کنم...
خاطره‌ات را به آغوش می‌کشم،
جای خالی تو روی سینه‌ام یک باغچهْ پونه سبز می‌شود...
سودای سوختن دارند پرهایم...
آتش نمی‌زنی‌اَم؟ </description>
		<link>http://dokhtarak.ir/%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%86%d9%87-%d8%b4%d9%88%d8%b1%d8%b4-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/</link>
			</item>
	<item>
		<title>معشوقه‌ی خدا&#8230;</title>
		<description>وقتی تو غمگین‌تر از همیشه‌ای...
" ألیس الله بکاف عبده؟! "...
لَیسَ...
لَیسَ...
بخدا کافی نیست! </description>
		<link>http://dokhtarak.ir/%d9%85%d8%b9%d8%b4%d9%88%d9%82%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%ae%d8%af%d8%a7/</link>
			</item>
</channel>
</rss>
