
من مبهوتِ اینجا بودم…
تاریخچهش، بناش، معماریش، وصفناپذیر بود.
… دوست ندارم بنویسم سفر چطوری بود و چطور گذشت، انگار مزهش از زیر دندونم میره! فقط جای همه خالی.








من مبهوتِ اینجا بودم…
تاریخچهش، بناش، معماریش، وصفناپذیر بود.
… دوست ندارم بنویسم سفر چطوری بود و چطور گذشت، انگار مزهش از زیر دندونم میره! فقط جای همه خالی.
@ ۱۶ آبان ۱۳۸۹
دستهبندی: مناسبتی, نگارخانه
تگها: , دمشق, سفرنامه, سوریه, مسجد اموی
۲۳ کامنت
@ ۲ آذر ۱۳۸۸
دستهبندی: نگارخانه
تگها: , ابر, تهران, گره, گلیم
کامنت؟
@ ۲۹ آذر ۱۳۸۷
دستهبندی: نگارخانه
تگها:
۱۰ کامنت
@ ۲۵ آذر ۱۳۸۷
دستهبندی: نگارخانه
تگها: , آب, خشمگین, درخت, پاییز, کفآلود
۵ کامنت

گلابدره به آدم یک احساس خاص میدهد! اینکه راستات دره باشد و چپات کوه! اینکه آبشارها را یکییکی بالا بروی و بعد بنشینی به آببازی توی سرما ! هرچقدر هم مثل من از جاهای سردُ مرطوب متنفر باشی باز هم احساس خوبی خواهی داشت !
@ ۱۵ آذر ۱۳۸۷
دستهبندی: نگارخانه
تگها: , آبشار, آببازی, دره, سرد, پاییز, کوه
۲ کامنت
@ ۶ آذر ۱۳۸۷
دستهبندی: نگارخانه
تگها: , شب, پا, چراغ راهنما
۱ کامنت
@ ۳ آذر ۱۳۸۷
دستهبندی: نگارخانه
تگها: , حیا, پارک ملت, گربه ها
۲ کامنت
@ ۲۶ آبان ۱۳۸۷
دستهبندی: نگارخانه
تگها: , بدون شرح, صدقه
۳ کامنت
@ ۶ آبان ۱۳۸۷
دستهبندی: نگارخانه
تگها: , انگشتر عقیق, حافظ, عشق, پدر
۹ کامنت
@ ۵ آبان ۱۳۸۷
دستهبندی: نگارخانه
تگها: , درخت, دوربين ديجيتال, عشق, لیلی و مجنون, میدان صنعت, پارک فدک
۳ کامنت