همسر آدم نباید همسفر دیگران باشه…
[بدون مخاطب خاص]
همسر آدم!
@ ۲ بهمن ۱۳۸۷
دستهبندی: مینیمالیستی, هذیاناتِ یک خوابنما
تگها: , تر و خشک با هم می سوزن, همسر, همسفر
کامنت؟
مصیبتتر از ایرانسل
آقایون، خانومها !
خودمان میدانیم چهخبر است، اینجا هم مجلس عزا نیست که گریهکُن لازم داشته باشد…. بفرمایید دستمال کاغذی!
@ ۱ بهمن ۱۳۸۷
دستهبندی: مینیمالیستی, هذیاناتِ یک خوابنما
تگها: , ایرانسل, دستمال کاغذی, عزا
کامنت؟
مویهکُنان، مویکَنان
@ ۲۰ دی ۱۳۸۷
دستهبندی: مینیمالیستی, هذیاناتِ یک خوابنما
تگها:
کامنت؟
جام تهی
@ ۷ دی ۱۳۸۷
دستهبندی: مینیمالیستی, هذیاناتِ یک خوابنما
تگها: , ساقی, غم, مِی
۳۴ کامنت
سلام زمستون
@ ۲۷ آذر ۱۳۸۷
دستهبندی: مینیمالیستی
تگها: , زمستان, زندگی
۴۵ کامنت
رنج
@ ۱۹ آذر ۱۳۸۷
دستهبندی: مینیمالیستی, هذیاناتِ یک خوابنما
تگها: , دختر, رنج, فهم
کامنت؟
!
@ ۱۵ آذر ۱۳۸۷
دستهبندی: مینیمالیستی
تگها:
کامنت؟
روز جهانی ایدز
@ ۱۱ آذر ۱۳۸۷
دستهبندی: مینیمالیستی
تگها: , روز جهانی ایدز
کامنت؟
زندگانی من
سر زندگی را میگذارم روی پاهایم
و برایش لالایی غمگینی میخوانم
…
[یک ساعت بعد]
من خوابم و…
زندگی به دستمالیِ دخترکِ همسایه مشغول
@ ۱۰ آذر ۱۳۸۷
دستهبندی: مینیمالیستی, هذیاناتِ یک خوابنما
تگها: , زندگی, غم, لالایی
کامنت؟
خدا
@ ۲۵ آبان ۱۳۸۷
دستهبندی: خدا بازی, مینیمالیستی
تگها: , آقاي آقا جاني, حضور خدا, خداي حاضر, فلسفه86
کامنت؟







