یادم نیست قبلاً در این باره گفته بودم که معتقدم “آدم برای اینکه در ایران به جایی برسد یا باید درباری باشد یا دریانی.”.
درباری/دریانی
@ ۷ اسفند ۱۳۸۹
دستهبندی: مغلول و مسلسل, مینیمالیستی, هذیاناتِ یک خوابنما
تگها: , انقلاب اسلامی ایران, درباری, سوپرمارکتهای زنجیرهای دریانی
۲۵ کامنت
معشوقهی خدا…
@ ۲۱ دی ۱۳۸۸
دستهبندی: با مخاطب خاص, خدا بازی, مینیمالیستی
تگها: , ایمان, خدا, غم
۴۹ کامنت
خاکِ خدا، خاکِ شیطان
[+] خاک که با خاک فرق ندارد… میشد یک مشت خاک بود توی دشتِ لوت که فقط آفتاب بخوری و گاهی هم باد بیاید به بازیات بگیرد؛ یا یک آجرِ دوکوره باشی توی دیوار روسپیخانهای در حاشیهی شهر یا مثلاً بیکلاسترین مکانِِ خیابانِ ردلایت [البته اگر آنها هم آجر دوکوره استفاده کنند]…
حتی تازگیها به این فکر میکنم که میشد خاکِ یکی از قبرهای قطعهی ۴۱ بهشتزهرا بود، قطعهی مردههای گمنامی که همهشان اعدامیاند!
حالا اینها را گفتم که چه؟ که بگویم مثلاً حالا خیلی متحول شدهام؟ که مثلاً حالا پی بردهام که خاکِ برگزیدهی خدا هستم؟ که مثلاً…
نه! حالا فقط جو گیرم… حالا فقط دلم گرفته است…
حالا…
@ ۹ آذر ۱۳۸۸
دستهبندی: مینیمالیستی, هذیاناتِ یک خوابنما
تگها: , خاک, خدا, گورستان
۶۴ کامنت
دروازه
ثمین! دلت را بکن صندوقچهی حرفهایت! آدم اگر صندوقچهی اسرار نباشد دلش میشود دروازهی مصر در سالهای قحطی، همه به طمعِ گرفتنِ آنچه خود ندارند میآیند و در سالهای فراوانی مصر را از یادهایشان میبرند!!
@ ۷ تیر ۱۳۸۸
دستهبندی: دخترم، ثمین, مینیمالیستی
تگها: , اسرار, طمع, یوسف پیامبر
۷۵ کامنت
غمها و آدمها
آدما فقط جاهایی از غُصههاشونُ برای دیگران تعریف میکنن، که کمتر آزارشون میده… غمِ بزرگ، مالِ خودِ آدمه!
@ ۲۱ فروردین ۱۳۸۸
دستهبندی: مینیمالیستی, هذیاناتِ یک خوابنما
تگها: , آدم, غم
۴۷ کامنت
آلوچهی باغ بالا
“به علی گفت مادرش روزی…”*
بیخیالِ حرفِ مادر، حیف از آلوچهی باغ بالا نیست؟
بیا بپریم… بسمالله…/
*: از فروغ
@ ۱۵ اسفند ۱۳۸۷
دستهبندی: مینیمالیستی, هذیاناتِ یک خوابنما
تگها: , آلوچه, فروغ
۱۶ کامنت
…
@ ۱۵ اسفند ۱۳۸۷
دستهبندی: مینیمالیستی, هذیاناتِ یک خوابنما
تگها:
کامنت؟
آخ
دختر عزیزم، ثمین!
اگر هنوز مثل مادرت از خدا ناامید نشدهای، دستهایت را بالا ببر و برای عمهی طفلکیات دعا کن… حالش هیچ خوب نیست…
@ ۲۹ بهمن ۱۳۸۷
دستهبندی: خدا بازی, دخترم، ثمین, مینیمالیستی, هذیاناتِ یک خوابنما
تگها: , دعا, عطیه
کامنت؟
یکتا شعبه ندارد
@ ۲۱ بهمن ۱۳۸۷
دستهبندی: خدا بازی, مینیمالیستی, هذیاناتِ یک خوابنما
تگها: , خدا, فقه و اصول
۳۶ کامنت
آه از آن نگاه!
@ ۳ بهمن ۱۳۸۷
دستهبندی: خدا بازی, مینیمالیستی, هذیاناتِ یک خوابنما
تگها: , باران
۸ کامنت






