حمایت می‌کنم:










می‌ریم قبر هابیلُ ببینیم!

می‌گن وقتی بطلبه مجبوری بری، یعنی نخوای بری هم باز نمی‌تونی نه بگی، حالا نه که من نخوام برم‌ها، تهِ دلم از خدام هم بود توی گذرنامه‌م یه مهر بخوره محض خالی نبودن عریضه، ولی خُب سفر مقدمات داره که ما رعایت نکرده داریم می‌ریم.
می‌خوام بگم با این دختره که دوست خوبیه، می‌ریم زیارت، بعد هم می‌‌ریم قبر هابیلُ ببینیم، بعد هم بریم ببینیم رییس‌جمهور این چند روزه کجاها بوده.
آقای قربانی که برنامه‌نویسی میکروبلاگم رُ انجام داده، لطف کرده با GPRS هم سازگارش کرده، سعی می‌کنم توی سفر از روزانه‌نویسی دور نباشم.
جاتون خالی. نه که تعارف باشه، جای تک‌تکتون خالی.






برادرِ سوم.

قابیل دارد مشتْ‌مشت خاک می‌ریزد توی چاله‌ی پیشِ رویَش: کثافتِ خوش‌سلیقه! حالا اگه زنه به خودش راهم نده چی؟
[ تمام می‌شود، می‌ماند اینکه جوابِ آدمُ حوّا را چه بدهد؟ ]


*: تو قابیل بودی چی جوابشونُ می‌دادی؟






معشوقه‌ی خدا…

وقتی تو غمگین‌تر از همیشه‌ای…
” ألیس الله بکاف عبده؟! “…
لَیسَ…
لَیسَ…
بخدا کافی نیست!






آخ

دختر عزیزم، ثمین!
اگر هنوز مثل مادرت از خدا ناامید نشده‌ای، دست‌هایت را بالا ببر و برای عمه‌ی طفلکی‌ات دعا کن… حالش هیچ خوب نیست…






یکتا شعبه ندارد

خدا در کَلامِمان بزرگ است، در اَذهانِمان کوچک؛
یا ما خیلی کافریم یا خدا خیلی بی‌نوا…

××






خداوندا…

خداوندا روح مامانی را قرین رحمت گردان…
آمین.






آه از آن نگاه!

خدا نفس عمیق می‌کشد:
شیشه‌ی پنجره را بخار می‌گیرد…






خدا

به وجود خدا معتقد بود
به خدای موجود نه!






و خداوندِ ما چُنین است

یا ایُّها الناس[۱] عاقِلی پیشه کنید[۲] و بیهوده مغضوبِ خدا مَگردید[۳] زیرا پادشاهِ جَهانیان بر مَغضوبینَش خَشم بسیار گیرَد[۴] اگر چه از بسیاری عبادت مَلول باشند[۵] و چون بر شُمایان خشم گیرَد، اریکه (ی ایرانیان) را ویران[۶] و حَرّا را بر سر محمد خراب (کُنَد)[۷] زیرا او در میانِ بَرندِگان بَرنده ترین، و بازندگانِ درگاهَش گناهکارتَرینَند[۸] و او باخت را برای خود نمی پَسَندَد اگر چه برای دیگران مُقدَّر گردانیده باشد[۹]

پ.ن: آیاتِ ۱ تا ۹ سوره ی تکبُّر






معشوقه های خدا

هم آغوش خدا میشود دخترک:
نامشروع،
بی وضو،
بدونِ طهارت؛
و نمیداند
در دامن کدام
معشوقه ی در انتظار ایستاده ی خدا
عُق بزند
درد هایش را . . .