کاش باران هرگز نمی بارید و آن مرد در باران با نان ناخوانده به مهمانی نمی آمد تا کوکب خانم مجبور نشود برای نشان دادن کدبانوی باسلیقه بودنش گاو مش حسن بیچاره را ذبح کند!
کاش باران هرگز نمی بارید!
کاش
@ ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۶
دستهبندی: آرشیو قدیمی, هذیاناتِ یک خوابنما
تگها:






