تخم مرغ شانسی هامو چیدم جلوم و دارم جوجه های آخر پاییزمو می شمرم؛ برای محکم کاری دوباره و سه باره می شمرم و عجیب اینه که هر بار یکی ازش کم میشه!
پ.ن.
عشق ترین داداشکوچولوی دنیا… تولدت مبارک … لطفاً هزار ساله شو!







تخم مرغ شانسی هامو چیدم جلوم و دارم جوجه های آخر پاییزمو می شمرم؛ برای محکم کاری دوباره و سه باره می شمرم و عجیب اینه که هر بار یکی ازش کم میشه!
پ.ن.
عشق ترین داداشکوچولوی دنیا… تولدت مبارک … لطفاً هزار ساله شو!
@ ۳۰ آذر ۱۳۸۶
دستهبندی: آرشیو قدیمی, با مخاطب خاص, مناسبتی, هذیاناتِ یک خوابنما
تگها: