حمایت می‌کنم:

















امضا: سیندرلا

آقای شاهزاده سلام… راستش را بخواهید من کم کم طاقتم طاق شده و گوشم از وراجی های خاله خان باجی های همسایه پر می شود و یک وقت خدای نکرده دیدید که حرف هایی که پشت سرتان می زنند را باور کردم ها. آخه آقای شاهزاده پس کِی می آیید دنبال صاحب کفش های بلورین؟ شنیده ام بعد از رفتن من با یک دختر مو طلایی چشم آبی رقصیده اید … راستش را بخواهید نمی خواستم باور کنم. اما منبع خبر آدم دروغ گویی نبود… یعنی حقیقت دارد؟ حالا که اینطور شد این یکی لنگه ی کفش را می دهم به آناستازیا — میشناسید که؟ خواهر ناتنی کوچکترم — تا خودش را جای من جا بزند و شما مجبور بشوید تا آخر عمرتان را با او سر کنید و فقط خدا می داند که او چقدر بدجنس است… اصلاً من قهرم… ”

امضا: سـ ـیـ ـنـ ـد ر لـ ـا “

[ خوراکِ نظرات ] - [ ارسال تراک‌بَک ]



 
 
 
متن یادداشت :