قیصر، اولین لوتی هدف دار سینمای ایران بود. انگار قداره کشی رو یاد گرفته بود که جای لات بازی یه چیزایی رو حالی یه آدمایی بکنه! من که سنم به دیدن فیلماش قد نمیده، هیچوقت هم حوصله ی دیدن فیلمای قدیمیو نداشتم، اما انگار بعد از قیصر خیلیا گفتن که سینما رفتن دیگه بهشون نمی چسبه! حالا شده حکایت ما … انگار با رفتن این یکی قیصر، دل و دماغ شعر خوندن هم باهاش رفته! خدایش بیامرزاد! گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟ شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟ گیرم به فال نیک بگیرم بهار را چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟ **
پ.ن. ** فال نیک، قیصر امین پور






