گریه کردم، گریه کردم اما دردمو نگفتم!
دردی بی دردی که علاجش آتشه اما این دردهایی که به قول یارو مثل خوره روح آدمو می خوره چی؟ درمون اونا چیه؟؟ مسکن برای بعضی دردها گفتنه و برای بعضی نگفتن، لال موندن و لال مردن، اصلا درد هم باید اصیل باشه، اگر بگی اصالتشو ازش گرفتی! آره درد هم باید اصیل باشه، مثل اسب اصیل، مثل آدم اصیل از خوانواده ی اصیل!. درد اگر اصل و نسب نداشته باشه که درد نیست، انگله! هیچی که بهت اضافه نمی کنه هیچ تکه هایی رو هم می کنه و فاسد می کنه! دردی که اصل و نسب داره و به رگ و ریشه بنده، مثل کوره می مونه، آدمو می پزه، اونوقت اگر چهار تا پتک هم بخوره، اون آدم می شه فولاد آبدیده! اوف! چقدر حرف زدم! دردی که اصیل باشه از دهن در نمیاد از چشم میاد اون هم وقتی که پر شد: سر ریز می کنه!
گریه کردم، گریه کردم اما دردمو نگفتم! no way to turn, no one to help!






