غمگینِ این روزهام. یک جور غمِ مزخرفِ بیمعنی که هیچطور توجیح* ندارد برای خوشیِ خواسته-ناخواستهی توأم با ایمان به روزهای خوش. اینقدر غمگین که برای روزهای نیامده دلتنگی کنم و برای روزهای رفته لحظهشماری…
*: .آخرش دیکتهی این کلمه رو یاد نگرفتم







غمگینِ این روزهام. یک جور غمِ مزخرفِ بیمعنی که هیچطور توجیح* ندارد برای خوشیِ خواسته-ناخواستهی توأم با ایمان به روزهای خوش. اینقدر غمگین که برای روزهای نیامده دلتنگی کنم و برای روزهای رفته لحظهشماری…
*: .آخرش دیکتهی این کلمه رو یاد نگرفتم
@ ۲۸ دی ۱۳۹۰
دستهبندی: هذیاناتِ یک خوابنما
تگها: , ایمان, سرنوشت, سرگذشت, شادی, غم, همسرانگی
۲۰ کامنت