عشق و سراب دو چیز متفاوتند
که یک مفهوم را میرسانند!
عشق و سراب
@ ۱۰ آبان ۱۳۸۷
دستهبندی: مینیمالیستی
تگها: , سراب, عشق, مفاهیم
۴۱ کامنت
بخند به دنیا …/
طاهره صفارزاده هم که رفت دیدم عزرائیل داره یکی یکی بزرگانِ ادبِ فارسی رُ جواب میکُنه. . . راستِش یه کم نگران شدم برای خودم . . . /
@ ۶ آبان ۱۳۸۷
دستهبندی: هذیاناتِ یک خوابنما
تگها: , ادبیات, شوخی, طاهره صفارزاده
۲۸ کامنت
انگشتر بابا

پدر که عشق باشد
سایه ی انگشترش هم عاشقی را جار می زند
@ ۶ آبان ۱۳۸۷
دستهبندی: نگارخانه
تگها: , انگشتر عقیق, حافظ, عشق, پدر
۹ کامنت
عاشقانه های درختی

وقتی درخت ها عاشق میشوند چه کسی میفهمد کدام مجنون است کدام لیلی؟ [ پارک فدک - میدان صنعت ]
@ ۵ آبان ۱۳۸۷
دستهبندی: نگارخانه
تگها: , درخت, دوربين ديجيتال, عشق, لیلی و مجنون, میدان صنعت, پارک فدک
۳ کامنت
گند
همه ی فصل های گرم دروغ بود
و من ایمان می آورم به آغاز فصل سرد…
@ ۳ آبان ۱۳۸۷
دستهبندی: مینیمالیستی, هذیاناتِ یک خوابنما
تگها: , ایمان, دروغ بود
۴۴ کامنت
تِتریس مَستِر !

زندگی مثل بازی تتریس میمونه، بُرد براش تعریف نشده… در واقع اگر واردش بشی چاره ای نداری بجز اینکه اونقدر به بازی ادامه بدی تا ببازی… حالا فوقِش یه رکورد هم ثبت میکنی و بعد… هیچی!
@ ۲۷ مهر ۱۳۸۷
دستهبندی: مینیمالیستی
تگها: , tetris, باخت, بازی, بُرد, تتریس, زندگی
۵۷ کامنت
برادرم میم!
مدتیه که دوست دارم در مورد برادر بزرگم – میم- چیزی بنویسم… تازگیها به این نتیجه رسیدم که میم ماجرای غریبی توی زندگیش داره. از آن دست ماجراهای عاشقانه-عرفانی که…
میم اصولاً آدم ویژه ایه… از اون دسته آدمها که توی فیلم های ماورایی نمونه شون زیاده، کاراکترهایی که همیشه سرشون به کار خودشونه و فکر میکنی که کارگردان حتی زحمت نکشیده براشون دیالوگ بنویسه و بعد میفهمی که همه ی ماجرای فبلم زیر سر همون آدم ساکته بوده!
حتی به این فکر رسیدم که میم مثل یه ملکول آب می مونه که با همه ی بی رنگُ بوییش توی هر محیطی که بذاریش می تونه یه نقش ویژه ایفا کنه.
میم همزمان علایق مشترک خانواده ی ما رو یدک میکشه و در عین حال یه تافته ی کاملاً جدا بافته است. گاهی خواستم سر از کارش در بیارم ولی این خواستن همیشه فقط در حدّ همون خواستن و گاهی نگرانی های خواهرانه باقی مونده.
@ ۲۶ مهر ۱۳۸۷
دستهبندی: مغلول و مسلسل, هذیاناتِ یک خوابنما
تگها: , برادر, خانواده, شخصیت, علاقه, ماوراء
۳۱ کامنت
کُپی رایت
حمایت از حقوق نویسنده جزء واجبات و تَرکِ آن از مُحَرَمات است !
@ ۲۲ مهر ۱۳۸۷
دستهبندی: مینیمالیستی, هذیاناتِ یک خوابنما
تگها: , حرام, دزدي, كپي رايت, نويسنده
۳۰ کامنت
ماسک ها و آدم ها
بعضی مَردُم دوست دارن صورتِ آدم ها رُ با ماسک ببینن در برخورد با این آدم ها باید ماسک زد…
@ ۱۸ مهر ۱۳۸۷
دستهبندی: مینیمالیستی, هذیاناتِ یک خوابنما
تگها: , آدم ها, برخورد, دروغ, ماسک
۳۲ کامنت
ماسک ها و آدم ها
بعضی مَردُم دوست دارن صورتِ آدم ها رُ با ماسک ببینن در برخورد با این آدم ها باید ماسک زد…
@ ۱۸ مهر ۱۳۸۷
دستهبندی: مینیمالیستی, هذیاناتِ یک خوابنما
تگها: , آدم ها, برخورد, دروغ, ماسک
کامنت؟