رنج های ابدی آدمیزاد

اِستِشعار به داشتنِ رنجی ابدی،
به آدم شهامتِ مُردن میده . . . !





مردها

مردها مثل نسیم، البته نه به آن لطافت، شاید مثل باد… می وزند بی آنکه تو بخواهی: موهایت را پریشان میکنند، صورتت را سیلی می زنند و میروند باز هم بی آنکه تو بخواهی…
زن ها مَرد می زایَند، مَردها دَرد…

[پ.ن:   بخشی از یک نامه...]





مردها

مردها مثل نسیم، البته نه به آن لطافت، شاید مثل باد… می وزند بی آنکه تو بخواهی: موهایت را پریشان میکنند، صورتت را سیلی می زنند و میروند باز هم بی آنکه تو بخواهی…
زن ها مَرد می زایَند، مَردها دَرد…

[پ.ن:   بخشی از یک نامه...]





تولدِ دخترکی

تولدِ دخترکی

بدونِ برنامه ریزیِ قبلی
هرسال متولد میشوم امروز را . . .
و در کافی شاپِ ضلع شمال غربیِ میدانِ ونک
پشمالو ترین خرس های دنیا
- پیچیده در کاغذهای رنگی سرخُ صورتی -
تبریک میگویَند حضورشان را در آغوشم . . . !
[+]





اِلطِفاتات مُلوکانه

شاه اِلطِفاتی نموده ما را سه دِرهَم داد،
بُردیم بقّالی جو نداد،
فحش دادیم شاه را که دِرهَمَش به مُشتی جو نمی ارزد
و مِنَّتَش به خروار دهد





اِلطِفاتات مُلوکانه

شاه اِلطِفاتی نموده ما را سه دِرهَم داد،
بُردیم بقّالی جو نداد،
فحش دادیم شاه را که دِرهَمَش به مُشتی جو نمی ارزد
و مِنَّتَش به خروار دهد





از دَمِ تیغَم گذرانید

بعضی حرف ها یک قِرابتِ خاصّی با غُربتِ صدای نِیلَبَکِ چوپان پیدا میکُنند وقتی که گوسفندِ زنده فقط با قصاب موجود است !





و خدای من… !

آرشِ عزیز!
گناهِ آدم خوردنِ سیب نبود، نادیده گرفتنِ حُکم خدا بود… گناهِ حوّا هم آنچه شما می پندارید نبود… زنها گناهِشان عاشقیست… مردها جَوگیری[!]… من برای خُدایَم، حوّا نبوده اَم امّا خدا آدمِ من است! مردها که بر همسرانشان غضب میگیرند تازیانه میزنند و زنها زبان به طعنه و شکایت باز میکنند…
خدایم ببخشد اگر وقتِ اِستیصال، لَعنَش را برای خویشتنِ خویش خریدم ولی در بازار برده فروشان، غضبِ خدایانِ برده فروش، خوش تر است از نگاهِ مهربانِ خریدارانِ طمّاع بر بدن های عُریانِمان!

پ.ن:  وردپرس IP number نشون میده، کاش خودتون آدرس مرقوم میفرمودید که نیاز به جستجوی من نباشه !





و خداوندِ ما چُنین است

یا ایُّها الناس[۱] عاقِلی پیشه کنید[۲] و بیهوده مغضوبِ خدا مَگردید[۳] زیرا پادشاهِ جَهانیان بر مَغضوبینَش خَشم بسیار گیرَد[۴] اگر چه از بسیاری عبادت مَلول باشند[۵] و چون بر شُمایان خشم گیرَد، اریکه (ی ایرانیان) را ویران[۶] و حَرّا را بر سر محمد خراب (کُنَد)[۷] زیرا او در میانِ بَرندِگان بَرنده ترین، و بازندگانِ درگاهَش گناهکارتَرینَند[۸] و او باخت را برای خود نمی پَسَندَد اگر چه برای دیگران مُقدَّر گردانیده باشد[۹]

پ.ن: آیاتِ ۱ تا ۹ سوره ی تکبُّر