پشتِ سرم خستگی یک عالمه خاطره*،
و من، مستِ مست، با چشمانی باز اما بسته
درست مثل خوابگرد ها ….
روح اسکندر در من حلول کرده و غرق در گرمای تائیس**
می شنوم: به آتش بکش، بسوزان
می خواهی چه کار این خاطره ها را؟ همه را بسوزان !
پ.ن.
*: سرقت ادبی از: پشت سر خستگی تاریخ است، سهراب سپهری
**: تائیس: روسپی آتنی ( محبوبه ی ملعون اسکندر ) که گفته می شود اسکندر به تحریک وی و تحت تاثیر شراب، فرمان به آتش کشیدن پرسپولیس را داد.






