آنقدر مستی
که همه چیز را مِی می بینی!
آنقدر مستم
که تلو تلو خوران
جام زهر را پیش آرَم
و دستانم را
برای نوشیدنت پیاله کُنم!







آنقدر مستی
که همه چیز را مِی می بینی!
آنقدر مستم
که تلو تلو خوران
جام زهر را پیش آرَم
و دستانم را
برای نوشیدنت پیاله کُنم!
@ ۳ خرداد ۱۳۸۷
دستهبندی: آرشیو قدیمی, هذیاناتِ یک خوابنما
تگها: