۱>
دبستانِ ما دوشیفته بود، صبح و بعدازظهر
روز ثبت نام بچه هارُ دسته بندی کرده بودن که فُلان گروه صبح بیان و بَهمان گروه بعدازظهر؛ به هر گروه هم یه رنگ کارت داده بودَن: کارتِ شیفتِ صبح زرد و کارتِ بعدازظهری ها آبی…؛
از اونجایی که من همیشه اشتباهی بودم، این بار هم استثنائی وجود نداشت…گفته بودن صبح بیا و کارتِ اشتباهیِ آبی داده بودن دستم. من و مامان مونده بودیم هاجُ واج که چرا همه زَردَن مَن آبی؟!!
۲>
مُعلّمِمون موجودِ باحالی بود، خدا رَحمَتِش کُنه، دیده بود که شناسنامه ی دخترک صادره از قُمه بَنا کرد به سؤال کردن: که “پدرت آخونده؟” بیچاره من که هنوز هاجُ واج بودم با لحن بچگونه پرسیده بودم که “آخوند چیه؟” باز خانوم معلم گفته بود “یعنی عمامه میذاره سرش؟” و باز گیج تر از قبل پرسیده بودم “عمامه چیه؟”
خلاصه روزهای اول مِهر بساطی داشتیم تا مامان براش توضیح داده بود که “خیر باباشون مُهندسه و مأموریت داشته و …”
۳>
با تشکر از [+] برای دعوت به [+] و دعوت میشود از: [+]، [+]، [+]، [+]، [+]، [+]، [+]، [+]، [+]، [+]، [+]، [+]، [+] و دیگران…
روز اول مهر
@ ۲ مهر ۱۳۸۷
دستهبندی: وبلاگبازی
تگها:







تو وقتی کوچولو باشی با لباس مدرسه و اشتباهی . چه دوست داشتنی هستی تو دخترک
گاه می اندیشم چه خوب که گذشت. چه خوب که نیست. چه خوب که فردا هست… دیروز رفته است. با هر شیفت و هر رنگش!!
می گذر روزگار
خوب یا بد
شیرین یا تلخ و سرد
با هزارران هزار خاطره و حسرت
چقدر دلم برای روپوشم تنگ شده
بی اجازه لینکتون کزدم چون دوستون دارم
از اجابت دعوتم ممنون
ازینکه آب قم خوردی متاسفم
شریک غمتونم
خدا صبرتون بده!
ممنون از همدردی! البته همین درد بزرگی هم نیست
davat be chi? :-<
به بازی وبلاگی ” یه خاطره ازروز اول مهر!” دیگه
اوکی !
مطمئنید معلم فوق الذکر فوت کردند ؟
[...] + و + [...]
خدا بیامرزدش! من بچه بودم دوست داشتم آخوند بشم! چطور آخوند و نمیشناختییییی؟ =)))
خاطرات اول مهر یادش بخیر
قشنگ بود
شانس آوردی پس دختر آخوند نشدی و اورجینال شدی
اوف…!
چقدر دلتنگ اینجا شده بودم…!
سلام
لابد میگفتی آخوند دیگه چه جونوری؟ هان!!
راستش من قبلا چند وقت پیش یه مطلب نوشتم در مورد دبستان خودم که بشدت متنفرم از اون دوران
متنفر بودم از اول مهر!
خاطره جالبی بود منم یه خاطره در این مورد نوشتم.فکر می کنم دیگه الان خوبه خوب بدونی آخوند کیه
وقتی روز اول این باشه معلومه بچه از هر چی درس و کلاسه زده میشه!!
و دیگران انتهای دعوت را بردار .. این خود بی احترامیست
سلام دخترک مهربانم
ممنون از دعوت
من تنها چیزی که از روز اول مدرسه یادم مانده این است که به بچه ها یاد دادم در صف بایستند و خودم ابتدای صف قرار گفتم و در جواب ناظم مدرسه که پرسید آفرین بچه ها کی شما رو مرتب کرده دستم رو بالا گرفتم و گفتم من ، من مبصرشونم!!!!!
همین
گاهی دلم تنگ می شود برای کوچه های کودکی اما دیگر نه حوصله مانده برای کودکی کردن و نه دلی
راستی
پاییز بی باران را باید دل سوزاند ،راست می گویی خیلی طفلکی است ، اما من پاییز بی باران را تاب نمی آورم در این خشکسالی
پاییز تنهاست ، مثل تمام تنهایی های این روزهای من
برای پاییز دل می شوزانم و می نشینم یک گوشه ای و باران می شوم
دخترک
من هم دلم تنگ است برایت …بسیار
توجیه نکن .. قمی هستی تموم شد رفت
age ye axam az un moghe ha mizashti jaleb mishod ghazie
یعنی شناسنامت صادره از قم بوده؟ و باز یعنی به همین خاطر کارتت آبی بوده؟
بازی از این نوعش ندیده بودیم دیگر … :-؟
و البته جالب است .
و اینکه آیا رابطه ای بین قمی بودن و اوریجینال بودن هست ؟ :-؟
اووممم… روز اول مهر … همیشه شبش اینقدر اضطراب داشتم که تا صبح
خوابم نمی برد … یا اگه می برد کابوس می دیدم …
اجازه خانم !! من یه سوال دارم ؛
شاید سوالم احمقانه به نظر برسه اما میخواستم بودنم که ، اوریجینال یعنی چی ؟ . خوب چیزی که مسلمه اینه که من معناش رو نمی دونم . جوابش رو بهم میگید ؟ . با تشکر
lمنم می تونم خاطره بگم ؟ خوب مدرسه ی ما یعنی خونه ی ما پهلویه یه قبرستون قدیمی بود . غروب دلگیر بود و فلسفی . اونجا وسط قبرای مسلمین چنتا قبر سفید و ساده بود با یه ضرب در قرمز . بعدها فهمیدیم مال متفقین بوده . معلم ما یه خائن بود . راپرت روستا رو به عراقی ها میداد . آخه روستای ما زمان جنگ خیلی مهم بود . تنها چیزی که ازش یاد گرفتم شیوه ی گذاشتن مداد لایه انگشتا بود و فشار مورد نیاز . اندازه ی فشار خیلی مهم بود . یکی از بچه ها به کلمن معروف بود . و یکی دیگشون هم به شله زرد . به من خایه مال میگفتن . آخه درسم خوب بود و راپرت چی گری هم میکردم . هی …. روزگار عجیبی بود .
جالب بود !
آخی…
چه اول مهر پر خاطره ای بوده
سلام
خیلی زیبا و جذاب و جالب و خوندنی و طنز واره بود
کلن همین که اولین روز مدرسه کارت زرد نگرفتی خودش یه خوش شانسی بزرگه
کتابخوانه کو؟؟؟؟؟
salam
Ghalebe no mobarak.
Sad sal be in salha
من فکر کنم اون پایین وبلاگ که از وردپرس اپن سورس تشکر کردی به گمونم لینکش رو اشتباه گذاشتهیا. یه نگاهی بهش بنداز
نظر خصوصی نمیشه داد؟
حالا دیگه میدونی آخوند و عمامه چیه؟
:)
ببین این ” و دیگران …” نوشتنت برای ادا کردن حق مطلب چیز واقعا مسخره ایه. اگه قصد این کار رو داشتی البته. یعنی وقتی خوندم حرصم گرفت.
مگه قمی ها چشونه ؟همچین میگید قمی که انگار از آدم به دورن. اونا از شما اورجینال ترن
ممنون از دعوتت اما من همیشه از مدرسه متنفر بودم.