حمایت می‌کنم:










برای دخترکی که داشتم…

اغلبِ این روزهای ناخوشایند که مجبورم به چیزهایی فکر کنم که اَزشان می‌ترسم، دلم برای دخترکی که داشتم تنگ می‌شود.
گاهی می‌نشینم برایش جوراب‌های پاپیون‌دار می‌بافم، سرم را می‌گذارم روی پاهای کوتاهِ خرس پشمالویی که داشت، خودم را دلداری می‌دهم که خوب است… اوضاع خوب است… خُب این چیزهای ناخوشایند هم مشخص است که روزی تمام می‌شوند، باز سیـبَکِ آدمم بالا وُ پایین می‌رود و الکی نیشم را باز می‌کنم، آینه هم می‌فهمد که این روزها حتی با لبخند هم زیباتر نمی‌شوم…

گاهی که زنانگیِ به تأخیر افتاده توی کوچه‌های جهانِ چندمی‌ام خودش را بیشتر به رُخ می‌کشد، می‌نشینم خودم را برای آینه می‌آرایم، آنوقت دوباره… و آن‌وقت‌ها حتی کمی هم بیشتر دلم برای دخترکی که داشتم تنگ می‌شود.

[ خوراکِ نظرات ] - [ ارسال تراک‌بَک ]



 
 
 
متن یادداشت :  



  1. پارمیدا :

    گاهی دلم برای توهمات شیرینم تنگ می شود…
    برای دل خوشی هایم…
    که این روزها همه شان رفته اند…


  2. اُغلن :

    شما که جای خود دارید. مایی که دورا دور می‌شناختیم‌ دل‌بسته‌اش بودیم و به ثمین عادت کرده بودیم. وقتی کُشتی‌ش ناراحتم کردی بطوری‌که آن “مسیح” -فکر می‌کنم- هم حتی نتوانست جای خالی‌ش را پرُ کند.


  3. استاد عشق :

    آه اینه امشب چهره ات ابریست! تصویرم در تو پیدا نیست!!

    دستی می کشم بر رویت / ابرها را باید برد

    ابرها می روند اما هنوز مرا به خانه ات نمی خوانی…..

    اه معذرت می خوام پیش تو از حرفای بیخودی دلم گفتم شعرم خجالت کشید در محضر شما بی اغراق!


  4. reza :

    هر کسی برای هر چیزی که روزی واقعاً دوستش داشته تنگ میشود
    اما ای کاش ما جز کسانی باشیم که کسی هم روزی دلش برایمان تنگ شود…


  5. [][][] :

    هی دل!
    پیر شدیم/اید!


  6. نازنین :

    سلام ..
    دل ما برای شما تنگ شده است !! حتی اگر مارا هم به جا نمی آورید توروخدا سری بزنید ! خداهامان که یکی است ….
    خودرا نگران نشان دهید و جویای حالمان باشید …
    منتظرتم ..


  7. پارمیدا :

    اسیر شده ام…
    شاید اگر در بند او باشم آزادم…


  8. Sin Sad Mim :

    ایضا کامنت قبلی وبلاگ خودم در مورد مطلب شما ! ( کامنت قبلی دستم خورد به دکمه! حلال کن اسراف کردم )


    :))
    جواب دندان‌شکنی بود.


  9. کملک (پرنده ی دشت) :

    امان از این زنانگی های گمشده در همین جهان پر از هنجارهای مردانه …. دلم تنگ می شود دخترک برای همه ی دخترک هایی که سال هاست زنده به گور شده اند….
    دخترک بمان که دل همه ی ما این روزها گرفته است ….


  10. مرتضی ملک محمدی :

    من هم دلم برای خودم تنگ میشود…


  11. خانوم میم :

    نشستم اینجا و هی سعی میکنم حساب این روزها و سالهای گند را از آینده جدا کنم … حساب زنانگی خاک گرفته ام را … حساب بودنم را در ناگریزی به نام زندگی !


  12. پیام :

    چند وقت پیش که اومدم ببینمت راهم ندادی، حالا اومدم در باز بود و تو دلتنگی


    ؟!!


  13. ... :

    {…}
    حسادت آینه را نباید به رویش بیاوری…

    + پانوشت
    ———————————————————
    - این فرم هم خیلی شیک شده.
    - رنگ هیدینگ‌آ چشمُ داره…
    - دلم هم خیلی واسه اینجا تنگ شده بود.


  14. استاد عشق :

    سلام نیستین چرا شاعر؟


  15. شین بانو :

    آخ که جانم خراشید… .


  16. مرگ روزها :

    یادم هست ….
    یادت نیست ….


  17. حضرت خضر :

    عجب!
    پس ماجرا قدیمی و دنباله داره!


  18. داستانک :

    یک جورهایی خوشحالم
    خوشحال از اینکه دوباره اینجا را می خوانم.


  19. مینا :

    دلم گرفته است
    به بهای دل درد های شبانه ی
    کودک آینده ام
    از همین حالا
    دلم درد گرفته است…
    “نستا “


  20. لیلا :

    دل من اما مدام تنگ است …


  21. va7934 :

    سلام…خوبی؟
    مطمئنم که یه روزی همه ی اینها تموم میشن…نا امید نباش
    به روزم…خوشحال میشم سر بزنی..


  22. پیام :

    چرا سوال و تعجب؟ مهم هم نیست البته، یک آشنای قدیم اما نه زیاد هم آشنا


  23. استاد عشق :

    سلام دوست عزیز مدتیه نیستین

    گفتم احوالی بپرسم

    ایشالا که حالتون خوبه


  24. حیران :

    سلام خانم. قلم خوب و شیوایی داری که نفوذ می‌کنه. شاید نتونم چیزی بنویسم که درخور باشه ولی دوست دارم این شعر رو از من بخونی:
    http://bazmin.blogspot.com/2009/09/blog-post_4910.html

    گاهی سری به ما بزن. :)


  25. مرتضی ملک محمدی :

    یه کلاغ صورتی نشسته رو دستام… مثل یه باز…
    ولی نه من پادشاهم و نه اون شکارچی…
    چقدر حرفام تکراری شده…
    حرفام شده مثل آدما…
    تکراری و بدرد نخور…
    ده دقیقه مونده به دوازده…
    ساعتو گفتم…
    میدونم برات مهم نیست…
    میدونم برات مرده…
    میدونم…
    دلم میخواد یه رژ لب باشم…
    یه رژ لب رو لب یه فاحشه…
    ساده و واقعی و بی ریا…
    یه رژ لب…


  26. تبسمــــ :

    دخترک عزیز و دوست داشتنی چرا آپ نمینمایی اخه؟:(


  27. نوید :

    چه زخمهای عمیقی دارید با این حال نوشته هاتان پر از امیدند


  28.