حمایت می‌کنم:










آه از آن نگاه…

غمگینِ این روزهام. یک جور غمِ مزخرفِ بی‌معنی که هیچطور توجیح* ندارد برای خوشیِ خواسته-ناخواسته‌ی توأم با ایمان به روزهای خوش. اینقدر غمگین که برای روزهای نیامده دلتنگی کنم و برای روزهای رفته لحظه‌شماری…

*: .آخرش دیکته‌ی این کلمه رو یاد نگرفتم

[ خوراکِ نظرات ] - [ ارسال تراک‌بَک ]



 
 
 
متن یادداشت :  



  1. شیخ :

    حقاً که غم در کنار ایمان توجیه ندارد. لابد غم اثیری ست از دوری سماوات


  2. آناهیتا :

    توجیه !!!


  3. گلچهره :

    آره مثل من که هنوز غلط رو با غلت اشتباه میگیرم! (:


  4. کملک (پرنده ی دشت) :

    نمی دونم چی می شه گفت به این غم ِ مزخرف …

    این حس ِ معلق توان می بَرِه از آدم …

    امیدوارم زودتر این حس رو از سر بگذرونی دخترک …


  5. مرتضی ملک محمدی :

    و منتقل میکنی غمگین بودنت را به من… به خودت…


  6. تارک دنیا :

    پناه بر خدا !


  7. عسل بانو :

    درود
    این غم میاد و میره…
    فقط حواست باشه با سنجاق به زندگی ندوزیش.


  8. س ح ر :

    ثمینت کجاست دخترک ؟


    داره به خاطره‌ها می‌پیونده… دلم براش تنگه.


  9. مهدی :

    سلام
    من مشتری بودم این وبلاگو محکم
    ولی یه مدتی نبودم
    خیلی خوبه اوضاش
    می گذره


  10. اصلا به تو چه؟! :

    میدونی؟ کم میام میخونمت، ولی هر بار که میام، به نظرم نزدیک میای. خیلی نزدیک.


  11. نهفتــ :

    الیتام زخم،سکوت موحشی ست …
    پس باش.
    سلام.


  12. NaZi :

    که هیچ …..
    که فقط تبسم عاشقانه ای به بودنت .. به خنده ات .. به شادی ات …
    :*


  13. حمید :

    سلام
    دیکته مهم نیست. ما مطلب را گرفتیم . یعنی فهمیدیم که یه نخی همه ما را به هم وصل می کنه و اونم غمه.


  14. مرگ روزها :

    “دخترک” آخر دنیاست بخند
    “دخترک” مرگ همینجاست بخند


  15. آقای نیمه شب :

    یک جور غم بی منطق…


  16. اشکان افشار :

    زیبا بود/شکل صحیح این واژه «توجیه» است؛ هرچند که این واژه جزو واژگانی‌ست که فارسی‌زبانان بیشترین مشکل را در نوشتن‌شان دارند.


  17. shahab :

    salam modati nabudam bargashtam mesle ghadima ziba bud


  18. سپهر :

    اگر یادگرفتنی بود یاد میگرفتی و یا شاید مصلحت چنین می طلبد!!


  19. مرتضی ملک محمدی :

    خسته ام. خسته تر از آنکه سرم را بگذارم روی شانه های زنی و بمیرم…


  20. تانیا :

    توجیه ، توجیح ! نمیدونم یادم رفته !
    این روزا چرا همه غم دارن ؟!


  21. نهفتـ :

    دلم می خواهد لیموی توی سوپ جو باشم . . .


  22. فرزانه :

    به قول شاعر : امان از اون چشم سیاه که مست و حیرونم کرد!….
    چیه دخترک؟؟؟؟؟


  23. sacrificator :

    چرا این نوشته من و یادش انداخت؟؟؟؟


  24. حسرت :

    امروز با وبلاگت آشنا شدم و تعداد زیادی از متنها رو خوندم.نوع نوشتنت رو دوست داشتم.


  25.