آقایان…

زن و مرد، این از پهلوی چپِ آن آمد و آن از رحمِ این می‌آید، هر دو را یک غریزه به خوابگاه می‌کشاند و هر دو بر یک بستر به آغوش گناه می‌روند اما این را فاحشه می‌خوانند و آن را… گویا از ابتدا نیز در تبرئه کردنِ آنان عمدی در کار بوده است که گناهِ ناکرده‌ی سیب به گردن اینان آویخته شد. حالا شما بیایید، بنشینید و باز بگویید “خیر! این حرف‌ها کافری‌ست…”. سر مظلوم کُفر نمیشناسد آقا! شما کِی دانستید که مظلوم ماندن از مظلوم بودن چقدر دردناک‌تر است؟ آقایانِ عزیز! به‌خاطر خدا دست از “دونقطه” بردارید! بگذارید روی کاغذِ بیانیه‌های حقوق بشر، مرغ‌ها تخم‌هایشان را بگذارند!
زبانِ زن‌ها را آزاد گذاشته‌اید چه سود که گوش‌های خودتان را بسته‌اید؟
آقایان! آقایان… آقایان.

پ.ن. تحت تأثیر یک کتاب!

[ خوراکِ نظرات ] - [ ارسال تراک‌بَک ]



 
 
 
متن یادداشت :  



  1. disturb :

    che ghad delet poreha!


  2. (NaGhMeh) :

    باید میرفتی ویکیل میشدی با این متنت


  3. فرزان :

    زیبا نوشتی . این واقعه ی تبعیض زیبا نیست ، اما حق خواهی تو زیباست .
    پاینده باشی


  4. فقیر :

    هو

    سلام

    بنده هنوز پسرم


  5. قاب سفید :

    اوه .. بالاخره خاک روی سر در بلاگ را تکاندید . ولی فقط زفت توی چشم آقایان . ترفند جالبی بود !
    در کل موافقیم


  6. سپید :

    خیلی خوب گفتی حرفی رو که همیشه به خاطر گوشای بسته شون نمیشه خوب گفتش


  7. sima :

    durod
    bade 2 mah sar zadan samin jan yani in vaghaye talkhe entekhabat hich tasiri ruye u nagzasht ke hata eshare ham bhesh nakardi???


  8. حضرت خضر :

    حالا تو این هیرو ویری تو هم چه گیری دادی به این مسائل!


  9. خنده های اجباری :

    به این آقای خضر که جوگیر شده بفرمائید کدوم هیرو ویری؟ همه ی بدبختی های ما سر همین موضوعه ، همین دخترک اوریجینال نبودن ، اگه ما زنهای اندیشمندی داشتیم اینقدر مردم بدبخت و کمیته ی امدادی نبودیم (یعنی مردیمی که الان همشون تا دو سال آینده می رند توی کمیته ی امداد) همش همینه یعنی همه ی بدبیختی های ما به خاطر زنهای سبک مغز و کوته فکرمونه ، اونایی هم که اندیشه می کنند همش ناله می کنند ، اونایی هم که ناله می کنند آخرش خفه می شند ، اصلا معلوم نیست باید چطوری جنگید؟ ، دخترک تو داستان اون زن افسونگر رو خوندی که یک مرد خائن می شه پادشاه کشورش و اون با اغواگری به اون مرد نزدیک می شه و جسمش رو روز و شب در اختیار اون مرد قرار می ده و افسار مرد رو می گیره توی دستاش و کاری می کنه که اون مرد زشت و خائن برای کشورش خدمتهای عظیمی انجام بده ، تو سراغ داری توی ایران کسی همچین کاری کرده باشه؟ زنی که جسمش رو و خوشی هاش رو و آرزوهاش رو برای میهنش قربانی کرده باشه؟ وقتی زنی تاحالا خودش رو برای این سرزمین فدا نکرده بدون این سرزمین هم خودش رو برای زنهای درونش فدا نخواهد کرد و در مورد اینکه یکی را فاحشه می خوانند و یکی را مرد توانا ، باید بهت بگم که اوضاع داره فرق می کنه


  10. پریا :

    شاید به نوشته ات ایراد وارد بود

    اما من تصلیمم


  11. ریباز :

    تو حق داری واقعا که اینجوری بنویسی زن بودن واقعا یک مشکله تو جامعه ما نمیدونم از ابتدا چرا اینجوری اومده ولی به نظر من فرقشون فقط توی فیزیکشونه
    البته از یک چیز هم نگذریم که زنهای تو جامعه ما بیشترشون از این اوضاع که براشون پیش اومده راضی هستند


  12. schizophernic :

    همیشه وقتی به کسی اجازه ی حرف زدن دادن یعنی میخوان دهنشو ببندن.
    مثل سخنرانیای انتقادی از یک گروه توسط طرفداران همون گروه…


  13. نرگس :

    به اون هم فاحشه می گن اما با کلمه ای دیگه !


  14. hi :

    بابا خیلی دله دخترا پره تقصیر ما اقایونه
    که اینقدر بهتون محبت میکنیم البته
    okمنظورم اقایون بود نه مرد نماها
    ولی در کل بازم وضع خانومامون از
    بقیه کشورها بهتره به خصوص سوئد
    (چون خودم دیدم میگم)
    فعلا…….
    قربون همه اون خانومایی که زن نما نیستن.


  15. نفس :

    با اینکه خیلی دلچسب نیست باید بگم خیلی از زنا جنبه آزادی زیادی رو ندارن نمیشه خیلی آزاد گذاشتنشون با اینکه خودم زنم اینو بارها دیدم….اما در باره اینکه هر دو با هم تو یه بستر میرن و اسم یکی بد در میره با هات موافقم گاهی به زنها بسیار زیاد اجحاف میشه(اجحافو درست نوشتم؟؟)


  16. مریم تی تی :

    خیلی قشنگ نوشته بودی خیلی


  17. سالار یوسفی :

    سلام.خسته نباشید.یک سوال:آقایانِ عزیز! به‌خاطر خدا دست از “دونقطه” بردارید! بگذارید روی کاغذِ بیانیه‌های حقوق بشر، مرغ‌ها تخم‌هایشان را بگذارند! یعنی اجازه بدهیم که زن ها {بیپ} هر کاری خواستند بکنند؟اون وقت سنگ رو سنگ هم بند خواهد شد و اصلا هم شما زن ها خوش به حالتان نخواهد شد؟


    اولاً که آدرس وبتون کو؟
    دوماً … شما هم دست گذاشتی رو دونقطه!


  18.